تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی آفاق

«انحلال» افتخار ندارد


نمی دانم با کدام استدلال یا نگاهی عده ای دست به انحلال نهادی صنفی می زنند اما خوب می دانم که انحلال افتخار ندارد؛ چرا که تاکنون برای تخریب گران، در تاریخ نام نکویی ثبت نشده است!

+ نوشته شده توسط آرمین سلیمانی در دوشنبه 19 دی1390 و ساعت |

شن گيري

فروروي در شن

شن گير شدن در ۷۲ سفر مرنجاب/ اسفند ۸۸

+ نوشته شده توسط آرمین سلیمانی در جمعه 31 اردیبهشت1389 و ساعت |

پدر رپ فارس، پس از یکسال سکوتش را می‏شکند

هیچکس(سروش سیدی)، پس از یکسال با پایان بخشیدن به تمامی شایعات سکوت خود را می‏شکند. من به شما نوید می‏دهم که همین روزها مصاحبه‏‏ی اختصاصی با ایشان در اختیار شما قرار دهم.

پدر رپ ایران


+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در دوشنبه 14 دی1388 و ساعت |

نمايي از كوير مرنجاب

اصفهان - كوير مرنجاب - آذر 88

اصفهان، كوير مرنجاب، منطقه آران و بيدگل، نمايي از كاروانسري شاه‌عباسي و گروه - آذر ۸۸

+ نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 12 آذر1388 و ساعت |

تشييع پيكر پرويز مشكاتيان بزرگمرد موسيقي ايران صبح امروز از مقابل تالار وحدت برگزار شد.

آوا مشکاتیان به همراه داییش٬ همایون شجریان

لطفا برای دیدن گزارش تصویری به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در پنجشنبه 2 مهر1388 و ساعت |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اطلاعیه
(استاد شجریان)
سرود آزادی سروده هوشنگ ابتهاج که قبلا توسط اینجانب محمدرضا شجریان اجرا شده، فقط دو کپی داشته که یکی نزد خودم و دیگری نزد آهنگساز آن، آقای کیوان ساکت بوده و قصد و برنامه ای برای انتشار آن نداشتم.

امروز مطلع شدم این اثر خصوصی از طریق وبلاگی منتشر گردیده و در اختیار سایتها و وبلاگها قرار داده شده است.

تاکید میکنم هر سایت و وبلاگی که آن را بکار گیرد، تحت پیگرد مراجع قانونی قرار خواهد گرفت .


محمدرضا شجریان

برلین 15 سپتامبر 2009

پس از اطلاع از خواسته استاد گرانمایه و به دستور شخص ایشان لینک دانلود تصنیف را برداشتیم


ای شادی !

 آزادی !

 ای شادی آزادی !
روزی که تو بازآیی

 با این دل  غم پرورد

 من با تو چه خواهم کرد ؟

 غم هامان سنگین است

 دل هامان خونین است

 از سر تا پامان خون می بارد

 ما سر تا پا زخمی

ما سر تا پا خونین

 ما سر تا پا دردیم

 ما این دل ِ عاشق را
 در راه ِ تو آماج بلا کردیم

 وقتی که زبان از لب می ترسید

 وقتی که قلم از کاغذ شک داشت

 حتی ، حتی حافظه از وحشت  در خواب سخن گفتن می آشفت

 ما نامِ تو را در دل

 چون نقشی بر یاقوت

می کندیم

وقتی که در آن کوچه ی تاریکی

 شب از پی  شب می رفت

 و هول سکوتش را

 بر پنجره ی بسته فرو می ریخت

 ما بانگ  تو را با فورانِ خون

 چون سنگی در مرداب

 بر بام و در افکندیم

 وقتی که فریبِ دیو

 در رخت  سلیمانی

انگشتر رایک جا با انگشتان می برد

 ما رمز  تو را چون اسم  اعظم

 در قول و غزل قافیه می بستیم

از می از گل از صبح

از آینه از پرواز

 از سیمرغ از خورشید

 می گفتیم

 از روشنی از خوبی

 از دانایی از عشق

 از ایمان از امید

 می گفتیم

آن مرغ که در ابر سفر می کرد

 آن بذر که در خاک چمن می شد

 آن نور که در آینه می رقصید

 در خلوت  دل با ما نجوا داشت

 با هر نفسی مژده ی دیدار ِ تو می آورد

 در مدرسه در بازار

در مسجد در میدان

در زندان در زنجیر

 ما نام ِ تو را زمزمه می کردیم

 آزادی!

آزادی !

 آزادی !

آن شب ها، آن شب ها ، آن شب ها

آن شب های ظلمت ِ وحشت زا

 آن شب های کابوس

 آن شب های بیداد

 آن شب های ایمان

 آن شب های فریاد

 آن شب های طاقت و بیداری

در کوچه تو را جُستیم

بر بام تو را خواندیم

 آزادی !

 آزادی !

 آزادی !

 می گفتم :

 روزی که تو بازآیی

من قلب ِ جوانم را

 چون پرچم ِ پیروزی

بر خواهم داشت

 وین بیرق ِ خونین را

 بر بام ِ بلند ِ تو

 خواهم افراشت

 می گفتم :

 روزی که تو باز آیی

این خون ِ شکوفان را

 چون دسته گل ِ سرخی

 در پای تو خواهم ریخت

 وین حلقه ی بازو را

 در گردن ِ مغرورت

خواهم آویخت

ای آزادی !

 بنگر !

 آزادی !

 این فرش که در پای تو گسترده ست

 از خون است

 این حلقه ی گل خون است

 گل خون است ...

ای آزادی !

 از ره ِ خون می آیی

 اما

 می آیی و من در دل می لرزم :

 این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟

 این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟

 ای آزادی !

 آیا

با زنجیر

 می آیی ؟ ...

+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در سه شنبه 24 شهریور1388 و ساعت |

+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در دوشنبه 23 شهریور1388 و ساعت |

کیهان کلهر که شب گذشته به دلیل نامعلومی در فرودگاه اما خمینی تهران بازداشت شده بود بعد از ظهر امروز آزاد شد.

حمیدرضا نوربخش که ظاهرا کلهر را همراهی می کرده است در گفت و گو با خبرنگار روزنامه خبر درباره این ماجرا گفت: به هر حال چون از طرف اداره گذرنامه ایشان به مشکل برخورده بودند باید تا صبح در آنجا می ماندند ولی ساعت 2 و نیم ظهر امروز(شنبه) این مشکل رفع شد و ایشان هم قرار است تا با اولین پرواز راهی فرانسه شوند تا به کنسرتشان در پاریس برسند.

کیهان کلهر جمعه شب در حالیکه برای اجرای برنامه در فرانسه راهی این کشور می شد در فرودگاه امام بازداشت شده بود.

+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در دوشنبه 23 شهریور1388 و ساعت |
استاد محمدرضا شجریان پس از سی سال٬ دوباره رزم مشترک را اجرا کرد.

استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی استاد مجید درخشانی، در نخستین شب کنسرت تور اروپا، تصنیف «رزم مشترک» که پیش‌تر و سال‌ها پیش توسط گروه عارف و البته با خوانندگی شجریان سی سال پیش اجرا شده بود، اجرا کردند.

همراه شو عزیز/همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین رزم مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود
دشوار زندگی/هرگز برای ما
دشوار زندگی/هرگز برای ما
بی رزم مشترک/آسان نمی شود
تنها نمان به درد/همراه شو عزیز
همرا شو/همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود

و در پایان می توانید اجرای رزم مشترک را دانلود کنید

دانلود اجرای رزم مشترک در کنسرت

+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در یکشنبه 15 شهریور1388 و ساعت |

فروش رندان مست

«رندان مست» نخستین اثر استاد محمدرضا شجریان که با همراهی گروه شهناز به سرپرستی استاد مجید درخشانی اجرا شده است، از روز شنبه در دسترس علاقه‌مندان خواهد بود.

 گفتنی ست پیش از این، سایت دل‌پخش متعلق به شرکت فرهنگی - هنری دل‌آواز پیش‌فروش این اثر را آغاز کرده بود.

مژگان شجریان

بالاخره رندان مست استاد شجریان منتشر شد.بسیار خوشحالم که استاد شجریان هدیه ماه رمضان رو تقدیم دوستداران موسیقی سنتی کرد.شنیدن این اثر در ماه پر برکت رمضان واقعا شنیدن داره.
درود بر خسرو آواز ایران.

گروه شهناز

گروه شهناز

استاد شجریان

نام آلبوم رندان مست

دستگاه همايون

محمد رضا شجريان و گروه شهناز

آهنگساز، تنظيم كننده و سرپرست گروه: مجيد درخشاني

كليه آوازها مربوط به اجراي كنسرت پائيز 1387 مي باشد

بر گرفته از : http://shajarianfans.com/

+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در سه شنبه 3 شهریور1388 و ساعت |

       سلام

 یه دیوونه سنگی رو به چاه میندازه که صد تا عاقل نمی تونن درش بیارن . ولی این ضرب المثل زیبا رو با اجازتون تغییر میدم :

 یه دیوونه کلی سنگ و به چاه میندازه که میلیون ها عاقل نمی تونن سنگا رو در بیارن .

جماعتی که نظر را حرام می گویند

نظر حرام کردند و خون خلق حلال

+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در پنجشنبه 15 مرداد1388 و ساعت |

اعتصاب قلم

فیلتر خدا 

در روزگاری که عصا از دست کوران می دزدند، همان به که دست از قلم برکشیم !

 

مرد همت ندهد دولت فقر بر بادش    روزه نیت کند آن روز که نرسد نانش

------------------------------------------------------

در ضمن؛

به جهان‌آرا خبر دهید كه قاتلان مسلح به تهران رسیده‌اند

به همت، باکری و کاظمی هم خبر دهيد

به همه...

 به همه مردان بي‌ادعا و باشرف خبر دهید !

+ نوشته شده توسط آرمین سلیمانی در یکشنبه 21 تیر1388 و ساعت |

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون

 

روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم  « عجل الله تعالی فرجه الشریف »  و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم .

 

   مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه  « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت .

 

 

مرحوم آیت‌الله العظمی محمد تقی بهجت، مردی که هیچ گاه چشمان آسمان پیمایش بر فیض سحر بسته نماند و از لبان مبارکش جز کلام وحی و سخنان معصومان و اولیای خدا نتراوید و به اختیار خود، چشم بر جهان فروبست. زمان دردانه خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در برکشید.

مردی که امام عظیم‌الشأن که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود، درباره او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:ایشان دارای موت اختیاری هستند؛ یعنی قدرت این را دارند که هر گاه بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند و باز بازگردند و تازه این شهادت‌ها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان شده است و خدا می‌داند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و پس از عمری تلاش بی‌وقفه و حرکت شتابان به سمت قله‌های عرفان اصیل اسلامی و زهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود!

 او که حتّی لحظه‌ای از عمر شریفش را نه به بطالت که حتی به تفریح هم نگذراند. یکی از بستگان ایشان نقل می‌کنند که یکی از ارادتمندان ایشان، بارها از آقا خواهش می‌کردند که به باغ ایشان سری بزنند. سرانجام پس از مدت‌ها معظم له پذیرفتند. به محض ورود به باغ ایشان نگاهی به آسمان کردند. خدمت ایشان گفتیم: دنبال چه می‌گردید؟ فرمودند: دنبال جایی هستم که سایه باشد. زیر درختی عبای خود را انداختند و مشغول مطالعه و خواندن زیارت عاشورا و... شدند و تا آخر هر چه صاحب باغ میوه‌های گوناگون خدمت ایشان آوردند، لب نزدند و فرمودند: اینها را بدهید به اهلش و حتی یک دانه انگور هم نخوردند.

تنها خدا می‌داند که در لحظات باشکوه عروج روح ملکوتی این مرد الهی چه ولوله‌ای در عالم خلقت پدید آمده است و چه بزرگانی به پیشواز روح قدسی او از ملکوت خدا رهسپار ناسوت شده‌اند.
شاید امروز که او در بین مریدان بی شمارش نیست، قفل زبان‌هایی که او مَُهر کرده بود، بشکند و قطره‌ای از دریای بی نهایت کرامات باهره او برای اهل دل نمایان شود. مرحوم بهجت تا در قید حیات بودند، نزدیکان و شاگردان خاص و کسانی که از این مرد ربّانی کرامت‌ها دیده بودند، از بیان آنها به شدت منع شده بودند و خود حضرت ایشان هم که بسیار کتوم بودند و چنان رفتار می‌کردند که جز کسانی که خبر از کرامات او داشتند یا خود از او معجزهای بی پرده دیده بودند، کسی از نوع گفتار و رفتار او نمی‌توانست به دنیای پر رمز و راز درون پرشور او راهی بیابد یا حتّی گمانی کند.

معدودی از شاگردان خاص ایشان، مختصر نکاتی را از این مرد الهی بر زبان آورده‌اند. آیت‌الله حاج شیخ عباس‌ هاتف قوچانی می‌فرمایند:آیت‌الله بهجت بسیار به مسجد می‌رفتند و شب‌ها تا صبح به تنهایی بیتوته می‌کردند. یک شب که بسیار تاریک بود و چراغی هم در مسجد روشن نبود، ایشان در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا می‌کنند. بناچار باید از مسجد بیرون می‌رفتند و در محل وضوخانه که بیرون مسجد و در سمت شرقی آن است، وضو می‌گرفتند. ناگهان در اثر عبور این مسافت در شب و تنهایی، مختصر احساس ترسی در ایشان پیدا می‌شود و به مجرّد این ترس، یکباره نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار می‌شود و همراه ایشان حرکت می‌کند و ایشان با آن نور بیرون رفته و وضو می‌گیرند و سپس به جای خود برمی‌گردند و در همه این احوال، آن نور در برابرشان حرکت می‌کرده تا اینکه به محل خود می‌رسند و آن نور از بین می‌رود.

اکنون و در این مجال که دل همه عاشقان و ارادتمندان آن یگانه دوران، داغدیده و غمبار است، نمی‌توان جز ناله و آه، ندایی سر داد و از مردی که پس از رفتن او شاید بخشی از برکات وجودی او بر همگان آشکار شود و بسا شرّها که از نوع بشر به برکت وجود این دردانه‌های هستی از اهل زمین دفع شده و بلاها از برکت آنها از این آب و خاک گردانده شده است، به تفصیل چیزی نوشت.

برای حسن ختام، حکایت دیگری از کرامات این شیخ پارسا را بازگو میکنم. شخصی از برخی شبهات اعتقادی در رنج بوده، از شهرش به سوی قم حرکت می‌‌کند و در آنجا مأوی می‌گیرد. شبی آیت‌الله بهجت را در خواب می‌بیند و ایشان پاسخ شبهات ایشان را می‌دهند. آن شخص از خواب برمی‌خیزد و در صادقه بودن رؤیا، خلجانی در قلبش پدید می‌آید؛ بنابراین، روز جمعه برای مطرح کردن آن شبهات به محضر پرفیض آیت‌الله بهجت می‌روند. ایشان نقل می‌کنند که به محض اینکه آمدم موضوع را مطرح کنم، ایشان فرمودند: جواب همانهایی بود که در خواب به تو گفتم. تردید مکن.

خدایا به روح قدسی این مرجع عالی‌قدر و عارف عامل رشحه‌ای از آنچه به او به برکت یک عمر اخلاص و مراقبت نفس عطا فرمودی به ما ـ هرچند لیاقتش را نداریم ـ اما به کرمت عنایت فرما و روح بلند و فردوسی او را به پاس همه سختی‌هایی که به نفس خود در دنیا چشاند، بر سفره آرامش و رحمت بی‌پایانت میهمان کن. آمین یا ربّ العالمین 
+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت |

 سوگي ابدي بر پيمان

بعد از ظهر چهارشنبه پیمان ابدی سر صحنه فیلمبرداری در یک سانحه تصادف از دنیا رفت. او که در سابقه‌اش، کار در مجموعه موفق تلویزیونی «هشدار برای کبرا ۱۱» دیده می‌شد؛ پس از بازگشت به ایران صحنه‌های بدل‌کاری مختلفی را در سینما و تلویزیون ایران رهبری کرد.

از جمله فعالیت‌های او در زمینه جلوه‌های ویژه، فیلم‌های مخمصه و پستچی سه بار در نمی‌زند، بود. چند وقت پیش در گفتگویی ابدی حرفه‌اش را چنین توصیف کرد: «من از اين كلمه خيلي بدم مي‌آيد اما مجبورم از آن استفاده كنم. بدلكاري يك بخش جداگانه‌اي براي تكميل كردن و به وجود آوردن انگيزه در هر فيلمي است. چيزي است كه مي‌توانم بگويم؛ آرزوي هر جواني است به سبب هيجان تپش قلب، ماجراجويي و اين‌گونه چيزهايش  ورزشي است كه به‌شكل علمي به‌صورت هنر به نمايش درمي‌آيد. مي‌شود گفت تعريف اين كار براي شخص با شخص فرق مي‌كند. براي من اما زندگي روزمره است. براي من عشق است».

ابدی به هنگام بدل‌کاری در صحنه‌ای از فیلم چشم‌های نامحسوس در جاده امامزاده داود(ع) جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس اتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می‌شود.

تصویربرداری فیلم چشم‌های نامحسوس به تهیه‌کنندگی علی اصغر صادقی از اواخر فروردین امسال برای نمایش در شبکه اول سیما آغاز شد. این فیلم نخستین تجربه دکتر محسن موسویان به عنوان کارگردان فیلم و از مضمونی پلیسی برخوردار است.

پیمان ابدی 37 ساله در سال 1351 در محله یوسف‌‌آباد تهران متولد شد و عضو گروه "اکشن کانسرت" یکی از 4 تیم مهم بدلکاری در کلن المان بود. او بدلکار مجموعه‌های تلویزیونی" هشدار برای کبری 11 یا پلیس بزرگراه" و" پلیس موتور سوار" بود. ابدی به زبان‌های آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد. وي همچنین تحصیلات تخصصی در رشته سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته تخصصی ورزشی پیمان ابدی شیرجه ازاد بود که 27 مدال طلا و چندین مدال نقره در مسابقات المان کسب کرد و رکورد شیرجه آزاد وی هنوز در المان شکسته نشده است. وی با بدلکاری در فیلم های مشهور در خلق و طراحی صحنه های هیجان انگیز و باور نکردنی، مهارتهای علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته است. پیمان ابدی حدود 3 سال پیش به کشورش ایران بازگشت و یک کلاس حرفه ای بدلکاری تاسیس کرده بود.

 

 

و عکس هایی از مرحوم پیمان ابدی

 

+ نوشته شده توسط سروش بانیانی در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 و ساعت |

تئاتر کمدی - موزیکال «شانس در استودیو»

سلام همسفران
دوشنبه 24 فروردين ساعت 19:30 قراره بريم تئاتر شاد «شانس در استودیو».

دوستاني كه تمايل دارند، لطفاً هرچه سريعتر به‌منظور انجام هماهنگي‌ها، اعلام حضور كنند.

براي آگاهي از جزئيات بيشتر و يا اعلام حضور، به شماره هميشگي 09329509686 مي‌توانيد پيامك بزنيد.

مشخصات نمايش

نویسنده و کارگردان : صبا ملکی  
دستیار کارگردان : علی خازنی
بازیگران : علی خازنی - ملیحه موسوی - رضا حماطی - هستی غیور - احسان پایدار - اتابک جاهد - دانیال
موسیقی : رضا بیک


+ نوشته شده توسط صادق در یکشنبه 23 فروردین1388 و ساعت |